خرید بک لینک

پدیدارشناسی بررسی ساختارهای اگاهی است انچنان که از منظر اول شخص تجربه می شود. ساختار اصلی هر تجربه ای، قصدیت آن، یعنی روی داشتن آن تجربه به چیزی است، زیرا هر تجربه ای، تجربه ای است از عینی یا درباره عینی.

پدیدار شناسی از آن حیث که یک رشته است از سایر رشته های مهم در فلسفه، نظیر هستی شناسی، معرفت شناسی، منطق و اخلاق متفاوت است. پدیدارشناسی قرن ها در کسوت های گوناگون به کار بسته شده است اما در قرن بیستم در کسوت های گوناگون بکار بسته شده است و با آثار هوسرل، هایدگر، سارتر، مرلو-پونتی و... جای خود را پیدا کرد

پدیدار شناسی را عموماً به این دو شکل تعبیر می کنند: یا آن را رشته ای در فلسفه می دانند، یا جنبشی در تاریخ فلسفه. رشته پدیدارشناسی را می توان بدواً بررسی ساختارهای تجربه یا آگاهی تعریف کرد. پدیدارشناسی به معنای تحت الفظی اش، شناخت یا بررسی (پدیدارهاست). شناخت نمودهای چیزها، یا چیزها آن چنان که در تجربه ما نمودار می شوند، یا انحایی که ما چیزها را تجربه می کنیم.

پدیدارشناسی تجربه آگاهانه را آن چنان که از منظر سوبژکتیو یا اول شخص تجربه می شود موضوع بررسی قرار می دهد. جنبش تاریخی پدیدارشناسی، آن سنت فلسفی است که در نیمه اول قرن بیستم توسط هوسرل و.... باب شد. پدیدار شناسی اساساً ساختار انواع گوناگون تجربه را بررسی می کند از ادراک تا شنیدن و اندیشیدن و...

تجربه آگاهانه، نقطه شروع پدیدارشناسی است، اما تجربه به تدریج تبدیل به پدیدارهایی می شود که کمتر به صورت آشکار آگاهند.

از کتاب پدیدارشناسی، دیوید اسمیت با ترجمه مسعود علیا

برچسب: نویسنده: کامیار شاکری تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 6:20

صفحه بندی