✍️محمدباقر تاج الدین
✅فراوان شنیده ایم که بحث کردن با انسان های احمق بی فایده است اما با این وصف کم و بیش هم می بینیم و می شنویم که هنوز عده ای با همین افراد احمق وارد بحث می شوند و خودشان را خسته و فرسوده و صد البته خشمگین می کنند. در مواردی شاید گریزی از این بحث کردن ها نباشد. برای مثال هنگامی که ما در حلقه ای از بستگان و آشنایان قرار گرفته ایم که در میان آنان احمق هایی هستند ناخواسته وارد بحث با آنان می شویم با آن که می دانیم بحث کردن با آن ها هیچ فایده ای ندارد! اگرچه عقل و منطق حکم می کند تا جایی که ممکن است از بحث با این افراد احمق دوری کنیم. اما برخی دلایلی که بحث کردن با افراد احمق سودی ندارد عبارتند از:
1.انسان های احمق دچار تعصبی شدید هستند که در اثر چنین تعصبی وابستگی بی دلیل به برخی افراد و امور دارند و به هیچ بهای حاضر به دست کشیدن از چنین تعصبی نیستند. این تعصب از آن جا که از کودکی در ذهن و روان فرد جای گیر شده است و تا زمان های بعد نیز ادامه دارد چنان صلب و سخت می شود که دیگر دست کشیدن از آن برای فرد غیر ممکن می شود. لذا بحث کردن با این افراد و با چنین تعصبی بی فایده به نظر می رسد!
2.انسان های احمق هیچ دلیلی برای پذیرش و درستی عقاید خود ندارند و بلکه مبتنی بر احساسات و عواطف از یک سو و از سوی دیگر مبتنی بر سوگیری های عقیدتی و قومی و قبیله ای بر عقاید خود پافشاری می کنند و به هیچ روی حاضر به دست کشیدن از آن عقاید هم نیستند. براین اساس بحث کردن با این افراد چندان حاصل بخش نخواهد بود!
3.انسان های احمق عقاید پذیرفته شدۀ خود را جزیی از هویت و شخصیت خویش تلقی می کنند و این گونه می پندارند که کنار گذاشتن و دست کشیدن از باورهای شان به منزلۀ از دست دادن شخصیت و هویت شان است. بنابراین به هیچ روی نمی خواهند عقاید خود را از دست بدهند چون چنین کاری برابر با از دست رفتن شخصیت و هویت شان خواهد بود.
4.انسان های احمق از آن جا که دچار ترس عجیبی برای از دست دادن عقاید شان هستند بنابراین تا جایی که ممکن است حاضر به کنار نهادن عقاید خود نیستند و برای نگه داشت عقاید مورد نظر دست به هر نوع مقابله ای می زنند و در چنین حالتی تو گویی که منطق بقا برای شان حکمفرما می شود ! در چنین وضعیتی اگر فکر کنند که با از دست دادن عقاید خود بقای شان در معرض تهدید قرار می گیرد بنابراین با تمام وجودشان به نگه داشت و حفظ عقاید خود دست می زنند و حتی مقابله می کنند!
✳️ برآیند این که بحث و گفت و گو با افراد احمق چندان خروجی بخش و سودمند نیست. اما به این معنا نیست که هیچ راه کار و راهبردی برای برون رفت از چنین مخمصه و مشکلی وجود نداشته باشد. در موارد حاد البته به نظر می رسد که راه کار اصلی رها کردن این افراد به حال خودشان است تا به گفتۀ حافظ:«تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی»! اما در مواردی می شود با گفت و گوهای ملایم و بسیار آرام این دسته از افراد را به سمت و سوی تفکر کردن و منطقی بودن رهنمون شد. کاری بس دشوار و نیازمند صبر و حوصلۀ فراوان که ممکن است هر کسی نتواند در چنین میدانی وارد شود.
برچسب:
نویسنده: کامیار شاکری