به قلم: دکتر علی ربیعی
1 یک پدیده تاریخی، دیرین و جهانی است. هرجا ذرهای از قدرت بدون کنترل مدنی باشد امکان شکلگیری فساد وجود دارد. فساد اخیر شکل گرفته پیرامون واردات چای با ارز ترجیحی، بار دیگر «فساد» را به یک گفتگوی اجتماعی ناامید کننده تبدیل کرد. چندین دهه است که به کار بردن اصطلاح "1 با فساد"در ادبیات مسئولان دایما شنیده و تکرار میشود. یافتههای مطالعات دیرینم در واکاوی گفتمان فساد، نشانگر آن است که عدم توفیق در مبارزه با فساد، ناشی از فهم ناقص از مساله است به نحوی که هدف و مراد مدیران ارشد، مبارزه با مفسد _آن هم بصورت مقطعی و سیاسی و نه مبارزه با پدیده فساد_ است. (نگاه کنید به عبارتهایی مانند «قطع دست مفسدین» و از این قبیل ادبیات رایج در بیانات مسئولان...) فساد هم همچون دیگر پدیدههای اجتماعی است که اگر بدون نگاه علمی، شناخت از پدیده صرفا با رویکرد سیاسی به سراغش برویم پیچیدهتر و لاینحلتر میشود. وقتی مبارزه با فساد، تکبعدی، سیاسی، جناحی و مقطعی شود مبارزهای ناکارآمد و انحرافی شکل میگیرد. برنامهریزی مبارزه با فساد، در چارچوب حقوقی، عادلانه، غیرهیجانی و درازمدت اثربخشی خواهد داشت. در این یادداشت به برخی علل نشانگان فساد و علل ساختاری شکلگیری آن پرداخته خواهد شد: در خصوص نشانگان فساد معتقدم:
۱. تجمیع قدرت و فقدان پاسخگویی عامل ایجاد فساد و علامت وجود فساد در جامعه است.
۲. نظامهایی با دموکراسی صوری یا کشورهای در حال گذار بدون توسعه سیاسی خیلی بیشتر درگیر فساد میشوند. و در نقطه مقابل آن، درکشورهایی با دموکراسی پیشرفته فسادمحدود بوده ودرکشورهای استبدادی نوع دیگری از فساد را تجربه میکنند. در کشورهای استبدادی، معمولا فساد توسط یقهسفیدها و در سطح سیاسی رخ میدهد و معمولا فساد گسترده در بدنه را سرکوب میکند.
۳ . فقدان برنامه جامع مبارزه با فساد، سیاستگذاریهای اقتصادی رانتزا، نابرابری در دسترسی به منابع به ویژه منابع مالی و بانکی
۴. شیوه گزینش مدیران و رواج گزینشهای حامی پیرو، افراد کم دانش اما وفادار در پستها و ...
برچسب:
نویسنده: کامیار شاکری